احد شبانی جوانی اهل ارومیه سنی مذهب که فقط 25 سال داره حدود 2 سال هستش که زندانی زندان الوند همدان هستش و در انتظار اعدام......
احد که درخانواده ای واقعا فقیر و پر جمعیت با برادری معلول بزرگ شده از همون بچگی با بدختی عجین میشه و خیلی زود با شور بختی ملاقات میکنه..... اون خیلی زود درس خوندن و که با قالیبافی همراه بوده رها مکنه و برای کار به تهران میره/ اونجا تو یه ساندویچی هم کار میکنه و هم شب و روز سر میکنه تا اینکه میره سربازی
بعد از سربازی با کلی قرض یه ماشین می خره تا باهاش کار کنه که تصادفا با شخصی آشنا میشه که الان اونو به اینجا یعنی بوسه بر طناب اعدام رسونده
این شخص ازش می خواد در قبال یک میلیون تومان- توجه کنید همون یه تومن خودمون- مقدار 7 کیلیو مواد از ارومیه ببره اندیمشک- بازم توجه کنید کرایه عادی رفت و برگشت این مسیر دسته کم 300 هزار تومان هستش- و این هم قبول میکنه که در شهرستان بهاردستگیر میشه و دادگاه هم بر طبق قانون اونو به اعدام محکوم میکنه و البته یکدرجه هم تخفیف تقاضا میکنه که متاسفانه بی تاثیر بود
در اینکه رسیدگی دادگاه بر طبق قانون بود و البته عادلانه شکی نیست اما حرف من برای قانون هستش
احد شبانی جوانی هستش که در موقع ارتکاب جرم فقط 23 سال سن داشته و فاقد هرگونه سابقه کیفری / اون هرگز یه مجرم خطرناک برای جامعه تلقی نمیشه که باید اونو حذف فیزیکی(اعدام) کرد/ اون یه مجرم حرفه ای نیست و فقط از سر فقر و سادگی مرتکب این جرم شده.... و باید توجه کنیم کسی که اونو اجیر کرده هنوز آزاد هستش و می تونه افراد دیگه ای و اجیر کنه به عبارت دیگه احد شبانی معلول هستش و علت کس دیگه ایه...
جوانی که زنداییهای دیگه شیفته رفتارش شدن به زودی اعدام میشه و ای کاش مسولان محترم کمیسیون عفو استان همدان با توجه به ماده 38 قانون مبارزه با مواد مخدر با یکدرجه تخفیف اون موافقت کنند... شما هم دعا کنید و هرکاری که از دستتون میاد
هنوز مادرم
نماز صبح را نخوانده بود
موذنی هنوز
ندایی از مناره سر نداده بود
که در کناره افق
سپیده سر زد و ستاره ای
به سرزمین ما غروب کرد
چو شبنمی که از طلوع آفتاب
ز روی غنچه ای غمین
مکیده می شود
و واپسین ترانه های تلخ او
چو شبنم و ستاره پاک بود
پرنده ها ! ز کوی دوست می رسم
سلام بر شما
سلام بر شما که در میان لانه هایتان
پرنده ای به انتظار
به راه در غبار مه دویده چشم می کشد
سلام بر شما که در امید ساختن
دلی درون سینه هایتان
به شور و شوق می تپد
ز من چه دور می شوند
درختها و دشتها و چهره ها
ز من چه دور می شوند
ترانه ها و یادها و وعده ها
چراغهای بادی فراز کومه های دلگرفته مان
غروب کوچه باغها
و خنده های سرخوشانه در کنار کردها
اگر که روز بر کسان خوش است
و یا اگر که ماهتاب
سیاه بامهایشان به شب سفید می کند
چه فایده
عبور ماه و آفتاب
برای اختر بداختری
که زیست می کند ورای آفتاب و ماه
و با وجود این تبی که همچو بال کرده دستهای من
سبکتر از پری به باد خفته می روم
چه بی بهاست زندگی
چه کوچک است نیستی
دو میخ نازکی که نیش می زنند
ز تخت کفشهای کهنه ام به پای من
دگر من از کرانه می روم
مرا نه رغبتی به موج
مرا نه رغبتی به بحر
چه عاشقانه بود غوطه خوردنم میان بازوانشان
دگر من از کرانه های بی نشانه می روم
درخت قد کشیده با تبر شکست
کبوتران ز بامها گریختند
نماز مادرم تمام شد
و من کنار پنجره
در این هوای گرگ و میش بامداد
برای غربت امید گریه می کنم
۶ ماهی میشه که اینجا ننوشتم اما از این به بعد بیشتر سر میزنم... دو تا وبلاگ دیگه دارم اما این یه چیز دیگه است... اولین وبلاگم که الان حدود ٧ سال سن داره.. از این به بعد بیشتر اینجام
وقتی این سخنانو شنیدم اولین سوالی که به ذهنم رسید این بود که مگه روسیه دوست ماست؟؟؟ و بعد یه بار تاریخ و از دویست سال اخیر مرور کردم خصوصا بعد انقلاب اسلامی و مخصوصا دوران عسرت و سختی اخیر ...خوندم و باز مرور کردم و دیدم که این روسها همانند انگلستان حدود یکصد سال مقدرات این آب و خاک و به دست داشتند و کشور ما تیول اینا بود و از بچگی هم از پیرمردها شنیده بودم که در منطقه غرب کشور و همدان ما چه جنایاتی مرتکب شدند و از پدر بزرگم شنیدم که پدر مادربزرگم(پدر زنش) که در همدان قصاب بوده در جنگ جهانی اولچند تا از این روسهای مزاحم نوامیس مردمو سلاخی میکنه و بعد فرار میکنه و در نجف از دنیا میره...وزیر میاوردن و شاه میذاشتن و نخست وزیر خودشونو داشتن تا اینکه رضا شاه دست اونا رو قطع کرد .. تا در روسیه انقلاب شد و همین روسها اینبار با راه اندازی "حزب توده" و در دهه 40 جنبشهای چریکی سعی داشتن به آبهای گرم خلیج فارس دست پیدا کنند که حتی بعد از انقلاب هم نتونستن... تا رسیدیم به دوران "سازندگی" بعد از جنگ که کشور ما شدیدا به تکنولوژی نیاز داشت و از طرف غرب در تحریم بود بنابراین متوجه روسیه شد که البته روسها هیچگاه طرف قابل اعتمادی نبودند مثلا قرار بود نیروگاه بوشهر رو 10 سال پیش تحویل بدن که تا الان ندادن!!!!
در بحران هسته ای چند سال گذشته هم روسها مزورانه خودشونو دوست ایران نشون میدادن اما در واقع با کارت ایران از غرب امتیازهای فراوانی گرفتن مثل برچیده شدن سپر موشکی و هیچگاه به فکر ایران نبودن و در بزنگاهها ایرانو تنها گذاشتن ... در مقابل همین روسها 4 قطعنامه برعلیه ایران تصویب شد و روسها هیچ غلطی نکردن!!! تا اینکه در این قضیه بیانه تهران وقتی دیدن ایران دو کشور تریکه و برزیل و به میدان آورده چهره کثیف خودشونو نشون دادن
میخوام بگم اگه احمدی نژاد تاریخ و به یاد داشت به جای این جمله که در کرمان گفته میگفت ..." روسها ماهیت کثیف خودشونو اثبات کردند"

شاید مظلوم ترین واژ های در معادلات سیاسی امروز جمعه ما یافت میشه همین"حقوق بشر" باشه... بسیاری از سیاسیون که به جرائت می تونم بگم اصلا نمی تونند تعریف مشخصی از حقوق بشر ارائه کنند در بیانات هر روزه خود شون له یا بر علیه این مطلب سخن میگند و نشانه این عدم اطلاع و عدم آگاهی تقسیم حقوق بشر به غربی و غیر غربی و یا حقوق بشر اسلامی هستش!!! حقوق بشر که در تعریف اون گفته شده: حقوقی بنیادین و انتقال ناپذیر است که برای حیات نوع بشر اساسی تلقی میشود.
.به بیان ساده تر حقوقی هستش که شایسته و بایسته یک انسان فارغ از نژاد مذهب و جغرافیا و غیره می باشد فی المثل ازاین دیدگاه میزان برخورداری سیاهان بدوی آفریقا با یک انسان مدرن غربی به یک درجه می باشد بنابراین دیدگاه تفاوتی در مذهب و غربی و شرقی بودن بشر موضوع این حقوق نیست... امری که تدوین کنندگان "اعلامیه جهانی حقوق بشر به طور مطلق به اون نظر داشتن و 193 کشور عضو سازمان ملل متحد با عضویت در این سازمان در واقع به طور اتوماتیک این اعلامیه رو پذیرفتند... ایران که ذاتا به عنوان یکی از ملل متحد یعنی کشور هایی که بر علیه آلمان هیتلری و متحدانش اعلام جنگ کردند از اعضای موسس سازمان ملل می باشد در تدوین این اعلامیه نقش داشته است و آنرا پذیرفته است
مفاد این اعلامیه چیز عجیب و غریبی نیست و به نظر من مهمترین سند قانونی بشریت در طول تاریخ هستش ... حق ازادی بیان / حق بر خورداری از شغل و مسکن مناسب/ حق مالکیت/ حق اقامت وووو مواردی هست که در این سند مهم قید شده است... اما بعد از انقلاب و در تعامل با جهان غرب با توجه به نگاه ایدولوژیک به هر مطلب عده ای و از جمله رهبران سیاسی کشور مرتبا با انتقاد از "حقوق بشر غربی" در مقابل از "حقوق بشر اسلامی" سخن گفتن و بر اون تاکید کردند و حتی سعی شد در مجامع اسلامی مثل گردهمایی "روسای قوه قضاییه کشور های اسلامی " روی این مطلب تاکید شود و کشور هایی نظیر سودان که فقط در دارفور جان 2/5 میلیون نفر انسان رو گرفته و یا لیبی که در لاکربی و یا ربودن "امام موسی صدر" تروریست دولتی رو در پرنده اعمال خودش داره و یا عربستان سعودی که زنان در این کشور در واقع حیواناتی در خدمت مردان هستند و فاقد هرگونه حقی وووو به این امر علاقه نشون دادند و همراهی کردند ... اما اگر این سیاسیون ما یه بار ابتدا متن این اعلامیه رو بخونند و با قوانین کشور از جمله و خصوصا قانون اساسی تطبیق بدند فکر کنم باید یه تجدید نظر اساسی در این ایده خود ساخته بکنند چراکه بیشتر موارد این اعلامیه در قوانین ما موجود هستش.. امیدوارم در همه جای جهان از جمله ایران سیاستمداران برای بشر به صرف بشر بودن احترام قائل بشند و مثلا فرقی براشون نکنه که که در طول 70 سال300 هزار نفر(شاید بیشتر و شاید کمتر آمارم تقریبیه)در فلسطین کشته بشند ما باید" روز قدس" داشته باشیم و تمام منافع کشور در این راه و برای ملت فلسطین این حامیان "صدام حسین" هزینه با 800 هزار توتزی که ظاهرا ظرف چند روز و نه 70 سال توسط شورشیان هوتو در رواندا نسل کشی شدند و یا اینکه به دلیل رابطه خوبی که با کشوری مثل "روسیه" داریم وقتی "ولادمیر پوتین" چچن و شخم میزنه و قتل و کشتار میکنه نظاره گر نباشیم و همچنین چین ووو
درپایان متن اعلامیه جهانی حقوق بشر میذارم تا ببنید و قضاوت کنید:
ماده ۱: تمام افراد بشر آزاد به دنیا میآیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان میباشند و باید نسبت به یکدیگر مانند برادر رفتار کنند
ماده۲: هر کس میتواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . خواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکلی محدود شده باشد
ماده ۳: هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد.
ماده ۴: احدی را نمیتوان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.
ماده ۵: هیچکس را نباید مورد ظلم و شکنجه و رفتار یا کیفری تحقیرآمیز ،موهن ، یا خلاف انسانیت و شان بشر قرار داد.
ماده ۶: هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود.
ماده ۷: همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.
ماده ۸: در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد
ماده ۹: احدی را نمیتوان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود.
ماده ۱۰: هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید.
ماده ۱۱: الف) هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع ازاو تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد.
ب) هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمیشده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق میگرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.
ماده ۱۲: احدی در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخلههای خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.
ماده ۱۳: الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.
ب) هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.
ماده ۱۴: الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند. ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد ، نمیتوان از این حق استفاده نمود.
ماده ۱۵: الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد. ب) احدی را نمیتوان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.
ماده ۱۶: الف) هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی میباشند.
ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود.
پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.
ماده ۱۷: الف) هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد.
ب) احدی را نمیتوان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود.
ماده ۱۸: هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان میباشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس میتواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.
ماده ۱۹: هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد.
ماده ۲۰: الف) هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد.
ب) هیچ کس را نمیتوان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.
ماده ۲۱: الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.
ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.
پ) اساس و منشا قدرت حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید.
ماده ۲۲: هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.
ماده ۲۳: الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.
ب) همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمایند.
پ) هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق میشود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید.
ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیهها نیز شرکت کند.
ماده ۲۴: هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق، ذیحق میباشد.
ماده ۲۵: الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.
ب) مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.
ماده ۲۶: الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفهای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.
ب) آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید.
پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.
ماده ۲۷: الف) هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد.
ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.
ماده ۲۸: هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.
ماده ۲۹: الف) هرکس در مقابل آن جامعهای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.
ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.
پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمیتواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.
ماده ۳۰: هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید.(منبع ویکی پدیا)
بعد از آنکه در اصلاحات و یا به تعبیری در تغییرات قانون اساسی در سال 1368 ریس جمهور "واقعا" ریس جمهور شد اکبر هاشمی رفسنجانی انتخاب شد... کسیکه مجتهد متجزی در برخی ابواب فقه بود و حتی کتابی در تفسیر قران دارد.. از طرف دیگه میدانیم که فقها و حقوقدانها به دلیل آنکه در مطالعات خودشون با طیف زیادی از مسائل درگیر هستند به طور نسبی و نه مطلق افرادی متخصص در فقه ولی با اطلاعات در سایر علوم همچون اقتصاد ریاضی و غیره هستند... همین وضعیت در خصوص فلاسفه هم صادقه.. بنابراین اگر در زمان ریاست هاشمی از اون اظهار نظر در خصوص مسائل زیادی رو می شنیدیم زیاد تعجب نمیکردیم و همچنین در زمان خاتمی که هم روحانی و فارغ التحصیل حوزه بود و هم لیسانس فلسفه داشت.... اما قصه احمدی نژاد.. این بنده خدا که فارغ التحصیل ترافیک هستش راجع به زمین و زمان اظهار نظر میکنه که شامل اقتصاد امنیت تاریخ دین ووووو... خوشمزه تر اینکه وقتی مصاحبه خارجی میکنه مرتب میگه من یه دانشگاهی ام و مثلا در مورد هلوکاست این پرسش و مطرح کردم!!! و کسی نیست به این بنده خدا بگه تحصیلات و تخصص شما در خصوص ترافیک هست و به تاریخ ارتباطی نداره...در جریان مبارزات هم در مناظرهای که با دکتر محسن رضایی داشت دکتر رضایی در اواخر برنامه همین مطلبو بهش گفت که دمش گرم... و نکته جالب اینکه در زمینه تخصص خودش هم این بنده خدا بی تخصصه... مگه تهرانی ها یادشون رفته با پروژه"دوربرگردان یا همون بشکه های آبی" به هرچی اتوبان و بزرگراه بود گند زد و جاییکه باید تقاطع غیر همسطح میشد اینجوری نو اوری شد!!!... به هرحال مطابق سنوات قبل احمدی نژادالان در نیویورک هستش و من امید دارم این بار این استاد دانشگاه به جای اظهار نظر در زمینه غیر تخصصی درباره آسفالت نیویورک بررسی و اظهار نظر کنه...
نظرات ()